قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3431

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و هفتاد و پنجم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه ربيع الأوّل اين سال صلاح الدّين بر قلعهء شقيف ارنون « 1 » كه از مشاهير قلاع فرنگ بود رفت . و چون به مرج عيون رسيد ، ارناط ، صاحب آن قلعه ، امان خواسته ، پيش صلاح الدّين آمد و اظهار [ 165 ب ] اطاعت و انقياد كرد و بسيار اخلاص و دولتخواهى صلاح الدّين را ظاهر ساخت و به عرض رسانيد كه « من از مركيس ، صاحب صور ، مىترسم ؛ به‌واسطهء آنكه فرزندان من در صورند . اگر او داند كه من پيش تو آمدم فرزندان مرا ايذا و اهانت بسيار مىرساند ، بلكه احتمال غالب آن است كه ايشان را بكشد . اكنون ملتمس من آن است كه دو ماه مرا مهلت دهى تا من به هر حيله كه باشد فرزندان خود را از مدينهء صور بيرون آورده در ماه جمادى الآخر قلعهء شقيف را تسليم سلطان نمايم و آنچه سلطان به من از اقطاعات داده به آن راضى شده در سلك ساير نوكران منتظم باشم . » صلاح الدّين سخن او را باور كرد و التماس او را مبذول داشت او را رخصت داد كه برود و به هر حيله كه باشد فرزندان خود را از دست مركيس خلاص كرده قلعه را در ماه جمادى الآخر تسليم نمايد . بنابراين ، صلاح الدّين در موضع مرج عيون توقّف نمود ، امّا از رهگذر بيموند ، صاحب انطاكيه ، كه موعد مصالحهء او به آخر رسيده بود بسيار متأمل و متفكّر مىبود و توهّم آن داشت كه مبادا وى بر سر بلاد اسلام رفته جايى را متصرّف شود . همچنين از جانب جمعيت فرنگان در صور بسيار متردّد خاطر بود ؛ چه ، جمعيت ايشان در آن بلده زياده از حدّ شده بود ، و الحال به‌تازگى ميانهء ملك فرنج ، كه صلاح الدّين او را بعد از فتح بيت المقدّس خلاص كرده

--> ( 1 ) . م : شقيف رارنون ؛ ق : سقيف رانون .